شهر من تفرش

شهر من تفرش

۱۳۸۶ دی ۱۵, شنبه

قريب(عبد العظيم)



از کتاب "از صبا تا نیما" ٣جلد:٣ - نویسنده:آرین پور، یحیی - ناشر:زوارمحل - نشر:تهران - سال نشر:١٣٨٢

استاد اديب عبد العظيم قريب،فرزند ميرزا على سررشته‌دار،در ١٩ رمضان ١٢٩۶(مرداد١٢۵٨)،در قريهء گركان تفرش،از توابع اراك،به دنيا آمد.مقدمات زبان فارسى و عربى را درزادگاه خود و در خانهء پدر آموخت.وى در سال ١٣١١ ق به تهران آمد؛و زبان و ادبيات عرب ورياضى را نزد برادر بزرگش،ميرزا غلامرضا،تكميل كرد؛و بعد مطّول را در محضر شيخ باقرتهرانى،و قوانين و شرح مطامع و هيئت و نجوم را نزد سيد محمد جواد قاهانى،و علم اصول را درمدرسهء حاج ابو الحسن از سيد محمد جمارانى،و منطق و حكمت را در مدرسهء سپهسالار جديد درمحضر ميرزا طاهر تنكابنى از دانشمندان معروف زمان خود،و زبان فرانسه را تا حدى در مدرسهءدار الفنون فراگرفت.

قريب در سال ١٣١٧ ق،كه هيچ‌يك از اساتيد و فضلاى زمان حاضر نبودند در مدارس نوبنياد به‌تدريس و تعليم پردازند،وارد خدمت وزارت معارف شد؛و در مدرسهء علميه،كه تنها آموزشگاه به‌طرز جديد بود،در كلاسهاى دوم و سوم ابتدايى به تعليم نوآموزان مشغول شد؛و از سال ١٣٢۴ ق،در مدرسهء نظام شروع به تدريس كرد؛و مدتها،با وجود پيرى،مدرسهء نظام را ترك نكرد؛و كسانى ازرجال علم و ادب و سياست ايران-همچون كلنل محمد تقى خان شهيد و برادر و پسر عمويش،سلطان غلامرضا خان و عليقلى خان-از تربيت‌يافتگان او بودند.

وى،در سال 1325 ق،در مدرسهء سياسى و مدرسهء ايران و آلمان هم تدريس مى‌كرد؛و در ضمن‌آنكه درس فارسى مى‌داد،خود در سر درس آموزگاران آلمانى حضور مى‌يافت تا سبك نوين‌تدريس را از آنان فراگيرد و به كار ببرد.

در سال ١٣٢٠ ق،در مدرسهء دار الفنون و سپس در دار المعلمين مركزى(دانشسراى عالى)ازنخستين دورهء تأسيس آن شروع به تدريس كرد؛و از سال ١٣٠۶ تا ١٣١١،پنج سال،تعليم‌محمد رضا شاه را به‌عهده داشت.

هنگامى كه دانشگاه تهران به وجود آمد،قريب به مقام استادى دانشگاه نايل گرديد؛و دردانشكدهء ادبيات،تدريس زبان و دستور فارسى را عهده‌دار شد؛و در اين سمت بود تا ساعت ده‌بعد از ظهر روز سه‌شنبه سوم فروردين‌ماه ١٣۴۴،در هشتاد و شش سالگى،درگذشت.

استاد قريب در زبان و ادبيات فارسى و عربى آگاهى فراوان داشت؛و حدود هفتاد سال از
عمرش را،با علاقه و ايمان صرف تدريس زبان و ادب فارسى و تعليم و تربيت فرزندان ايران كرد؛و نخستين كسى بود كه دستور زبان فارسى را در قالبى ساده و روشن ريخت و تدريس آن را درمدارس،به صورت مادهء مستقل،رواج داد1؛و با اينكه كمتر از كار تدريس فراغت داشت،چندين‌اثر مهم و قابل استفاده به سبك نو پرداخت كه مهمترين آنها چهار دوره دستور زبان فارسى و شش‌جلد فوايد الادب براى هركلاس بود،كه مدتهاى طولانى در مدارس ايران تدريس مى‌شد.

قريب در محافل و مجالس كمتر ديده مى‌شد،و جز با درس و كتاب سروكار نداشت،و شايدتنها عضويت فرهنگستان ايران را پذيرفته بود،و به‌طور خلاصه بايد گفت كه او يك«معلم»بود.

وى كتابخانه‌اى فراهم آورده بود كه چهار هزار جلد كتاب ادبى و تاريخى و سياسى در آن وجودداشت و قريب هزار جلد آنها كتب خطى نفيس بود.

ناگفته نگذاريم كه دانشگاه تهران عصر روز پنجشنبه پنجم ارديبهشت‌ماه ١٣٢۶،به پاس‌هفتادمين سال تولد و پنجاهمين سال خدمات فرهنگى اين مرد زحمتكش و خدمتگزار،مجلس‌بزرگداشتى ترتيب داد؛و در آن‌روز،استاد به دريافت نشان نايل گرديد.

آثار

قواعد فارسى در صرف و نحو،در ٣ جلد،تهران،؟

دستور زبان فارسى،در 4 جلد،تهران،چاپهاى مختلف.

بداية الادب،تهران،١٣٢۴ ق.

فوايد الادب در نظم و نثر منتخب،در ۶ جلد،تهران،چاپهاى متعدد.

كتاب املا،در 3 جلد،تهران،1346 ق.

قرائت فارسى،در ٢ جلد(به دستور وزارت فرهنگ و با همكارى چند تن از دانشمندان)،تهران،؟

بديع،تهران،1302.

تصحيح و تحشيهء كليله و دمنه،تهران،١٣٠٨.

تصحيح و تحشيهء گلستان سعدى،تهران،1310.

تاريخ برامكه(تصحيح)،تهران،١٣١٣.

سخنان شيوا،تهران،1318.

منتخب كليله و دمنه(براى مدارس)،تهران،١٣٢٠.

تصحيح و تحشيهء بوستان سعدى،تهران،1328.

۱۳۸۶ دی ۱۴, جمعه

تعزیه خوانی در تفرش



تعزيه در لغت به معني سوگواري و برپاي داشتن يادبود عزيزان از دست رفته است ولي در اصطلاح به گونه اي از نمايش مذهبي منظوم گفته مي شود که در آن عده اي اهل ذوق و کار آشنا در مناسبتهاي مذهبي بويژه ماه محرم اجرا مي کنند. 
 تعزيه خوانان در جريان سوگواري هاي ماه محرم و عزاداري سالار شهيدان حضرت امام حسين ( ع ) براي باشکوه تر نشان دادن مراسم ونيز نشان دادن ارادت و اخلاص به اوليا، با رعايت آداب و رسوم و تمهيدهايي خاص و نيز بهره گيري از ابزار ها و نواها و گاه نقوش زنده برخي از موضوعات مذهبي و تاريخي مربوط به اهل بيت به ويژه واقعه کربلا راپيش چشم بينندگان باز آفريني مي کنند.
در واقع تعزيه و شبيه خواني به عنوان هنري اصيل و يکي از مهم ترين ابزارهاي پيام رساني واقعه کربلا از ديرباز در استان مرکزي جايگاه ويژه اي داشته و اکنون نيز يکي از عوامل پيوند معنوي نسل جديد با حماسه عاشورا است.
هر ساله با فرا رسيدن ماه محرم و صفر جاي جاي استان مرکزي ميزبان گروه هاي هنري تعزيه گردان و شبيه خوان متعددي است که به رسم ديرين با بازسازي صحنه هاي عاطفي و به ياد ماندي از مظلوميت کاروان حسيني ( ع ) و اهداف قيام عاشورا نقش موثري در آشنايي اقشار مختلف با واقعه کربلا و قيام امام حسين (ع) ايفا مي نمايد.
در اين ميان مي توان به شهرستان تفرش به عنوان فعالترين نقطه تعزيه خواني در استان مرکزي اشاره کرد ، که تعزيه در آن ريشه اي کهن دارد .
عده اي از صاحب نظران رمز ماندگاري تعزيه در اين شهرستان را مذهبي و به تبع آن مردمي بودن تعزيه و داشتن صورت نمايشي مي دانند که موجب شد عامه مردم پذيرا و دلبسته آن شوند.
شهرستان تفرش از دوره قاجار يکي از مراکز مهم اجراي تعزيه در کشور بوده است که مي توان اين شهرستان را يکي از قطب هاي مهم تعزيه و خاستگاه هنرمندان صاحب نام شبيه خوان و تعزيه گردان '' تکيه دولت'' در زمان ناصرالدين شاه قاجار به شمار آورد.

از چهره هاي شاخص تعزيه در تفرش مي توان به مرحوم'' محمد تقي حيدري'' ، '' ميرزا غلامحسين طادي ''،'' حاج رجبعلي تفرشي'' ، و عمويش ''حاج محمود '' که از خوانندگان زمان ناصرالدين شاه در ''تکيه دولت'' بوده اند، اشاره کرد.
در واقع تاريخچه پيدايش تعزيه به صورت دقيق پيدا نيست برخي با باور به ايراني بودن اين نمايش آييني ، پاگيري آن را به ايران پيش از اسلام به پيشينه سه هزار ساله سوگواري بر مرگ پهلوان مظلوم داستانهاي ملي ايران سياوش (سوگ سياوش ) نسبت داده و اين آيين را مايه و زمينه ساز شکل گيري آن دانسته و برخي ديگر با استناد به گزارشهايي، پيدايي آن در ايران بعد از اسلام و مستقيما از ماجراي کربلا و شهادت امام حسين (ع) مي دانند.
يک پژوهشگر شهرستان تفرش در زمينه تاريخ پيدايش تعزيه به ايرنا مي گويد: تعزيه خواني از زمان ديلمييان در ايران اجرا و در دوره صفويه تحول نهايي خود را طي کرد و به شکلي که اکنون مي شناسيم تکامل يافت.
" عباس ملا اسماعيلي" مي گويد: تعزيه خواني در جريان رشد و رونق خود در دوره قاجار در اغلب نقاط کشور و نيز در تفرش قشرهاي مختلف مردم را به خود جلب کرد.

وي ادامه مي دهد: بزرگان ، اعيان و مالکان در سازماندهي تعزيه نظارت يافتند و نفوذ و امکانات اين قشر در تکامل سريع فني و نمايشي تعزيه و نيز در بناي تکيه ها در تفرش موثر افتاد و عامه مردم نيز در اين امر مشارکت کردند.
ملا اسماعيلي افزود : قديمي ترين نسخه هاي تعزيه ايران را مي توان در تفرش يافت چرا که مردم اين منطقه جزو نخستين کساني بودند که پس از ورود اسلام به ايران مذهب شيعه را پذيرفتند.
از اين رو تعزيه نامه يا نسخه نوشته از ديگر ابزار تعزيه خواني است که در واقع همان متن نمايش شبيه خواني است و از ويژگي هاي آن، اين است که تماما به صورت شعر است.
نسخه شبيه خواني متني است در قالب اشعار مختلف که پيشينه نگارش آن به اواسط قرن دوازدهم هجري مي رسد.
اين اشعار که اغلب توسط شاعراني گمنام يا تعزيه گردان ها سروده شده و بعضا اشعار عاميانه نيز در آنها ديده مي شود، در
واقع مثل نمايشنامه در تئاتر است که تعزيه گردان، نسخه هاي مربوط به هر نقش را قبل از شروع مجلس شبيه خواني به ايفاکننده نقش مربوطه مي دهد.
نسخه هاي مربوط به هر نقش به صورت دفتر جداگانه اي است که گفت وگوهاي او در تعزيه به صورت مجزا نوشته شده است. شبيه خوان ها براي آساني کار، به هنگام اجرا تکيه کاغذي به نام فرد در دست دارند که در آن مصراع آخر نقش طرف مقابل و يا مصراع اول از ادامه نقش خود در آن نوشته شده تا بتواند نقش آفريني خود را به درستي انجام دهد.
منابع سرايش اشعار بيشتر همان مرثيه ها، مقتل نامه ها، کتب مربوط به حماسه هاي ديني و احاديث و اخبار بوده اند.
از جمله شاعراني که در اين زمينه تلاشي ارزشمند داشته اند، مي توان از ميرزا نصرالله اصفهاني متخلص به "شهاب" نام برد که در عهد ناصري وبه ترغيب ميرزا تقي خان اميرکبير به گردآوري و تکميل اشعار تعزيه پيش از خود پرداخته و خود تعزيه هايي را به نگارش درآورده که مجلس شبيه خواني "حضرت مسلم"از آن جمله است.
از ديگر شاعران " محمدتقي نوري" و" سيدمصطفي کاشاني" معروف به "ميرعزا" را مي توان نام برد که خود تعزيه گرداني به نام بوده و مجلس تعزيه "حربن رياحي"منسوب به اوست.
قديمي ترين نسخه تعزيه خواني تفرش نيز سه قرن قدمت دارد که هم اکنون در اختيار يکي از شهروندان اين شهرستان است ، اين نسخه در 20 صفحه به خط شکسته نستعليق در مدح حضرت علي (ع) تدوين شده که اشعار و خوشنويسي آن متعلق به محمد مومن تفرشي از فقهاي بزرگ منطقه آن زمان بوده است و در حال حاضر نيز در مجالس تعزيه اين شهرستان از نسخ قديمي اين نسخه و نسخ ''مير انجم'' و ''ميرعزاي قزويني'' استفاده مي شود .
اما وسايل و ابزار مورد استفاده در نمايش تعزيه هم منحصربه فرد است، در واقع اجراي تعزيه نياز به صفحه آرايي خاصي ندارد و اغلب بدون هيچ صحنه از پيش تعيين شده اي مي توان آن را اجرا کرد، از همين رو برخي از دست اندرکاران نمايش اروپا از جمله گروتوفسکي لهستاني، تعزيه را جلوه اي از تئاتر ساده و ناب مي داند.
دايره استفاده از وسايل، متناسب با موضوع نمايش تعزيه بسيار متنوع و گسترده است ، از مهم ترين وسايل جنگي مي توان به شمشير، خنجر، سپر، تير و کمان، گرز، زره، کلاهخود و پر و بيرق اشاره کرد.
اما در اجراي هنر نمايشي شبيه خواني به دليل محدوديت هاي موجود، چنانچه به تقدس ماجرا آسيب نرسد استفاده از وسايلي به عنوان سبيل کاربرد فراوان دارد.

پرچم هاي سبز، سرخ و سياه نماد اهل بيت، علم نماد درفش سپاه امام حسين(ع)، تشت آب به نشانه رود فرات، شاخه هايي از درخت بيد يا کاج سمبل نخلستان و درخت، نيم تنه بلند و سفيد يا کفني، نشان از نزديکي مرگ و شهادت، ريختن کاه بر سر به نشانه عزا و ماتم، اسب سفيد و زيبا سمبل ذوالجناح، گهواره آغشته به خون، بيانگر به شهادت رسيدن کودک شير خوار اباعبدالله بن الحسين( ع ) است .
محل برگزاري نمايش شبيه خواني نيز در گذشته هاي دور و به ويژه دوران قاجار بيشتر در حياط کاروانسراها، بازارها، ميادين، فضاي باز يا منازل شخصي بوده است.
پس از آن اين مجالس، به حسينيه ها و تکايا راه يافت و امروزه اين مجالس بيشتر در فضاي باز يا تکايا اجرا مي شود ، معماري و ترکيب ساختمان هاي تکيه بدين صورت است که محل اجراي نمايش در وسط به صورت سکوي بزرگي است به بلندي نيم متر وبه اشکال مربع يا مستطيل که از دو طرف پله و راه شيبداري براي رفت و آمد شبيه خوان ها وجود دارد که به آن تختگاه يا خيمه گاه مي گويند.
چهار طرف اين خيمه گاه فضايي است به طول و عرض مناسب که محل رفت و آمد شبيه خوان ها و تاخت و تاز اسب ها و عبور کاروان است.
دور تا دور تکيه ها حجره هايي وجود دارد که محل نشستن تماشاگران است، در طبقه بالاطاق نمايي ساخته مي شود که مخصوص زنان است و يکي از اتاق ها يا حجره ها که همکف است، به عنوان رخت کن يا لباس خانه استفاده مي شود.
تکيه حداقل داراي دو درب ورودي و خروجي است که راه به فضاي پشت تکيه که محل نگهداري اسب ها و شترهاست، دارد.
در شهرستان تفرش و روستاهاي اطراف نيز تعداد زيادي تکيه وجود دارد که در سال هاي اخير تعدادي از آنها به طرز زيبايي مرمت و بازسازي شده اند ومعمولادر طول سال در تکاياي معروف اين شهر و به مناسبت هاي مختلف مراسم شبيه خواني برپا مي شود.
تکيه قديمي زاغرم تفرش به عنوان دومين تکيه خشت و گل ايران از ديگر مکانهاي اجراي تعزيه در ماه محرم است که از معماري خاصي برخوردار بوده و جزو آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

در واقع رواج مراسم شبيه خواني و برپايي آن در بيش از 10 حسينيه در مناطق شهري و روستايي شهرستان تفرش بيانگر جايگاه اين هنر ديني در بين مردم اين ديار است .
گروه هاي تعزيه خوان شهرستان تفرش نيز تا کنون در کشورهاي فرانسه و ايتاليا به اجراي مراسم شبيه خواني پرداخته و در انتقال مواريث غني فرهنگ عاشورا به جهانيان نيز سهيم شده اند.ک/4

معرفی قدیمی ترین نسخه تعزیه خوانی در تفرش

یک نسخه قدیمی تعزیه خوانی با 304 سال قدمت در شهرستان تفرش وجود دارد که اهمیت این هنر مذهبی را در منطقه تفرش بیان می کند.
این نسخه قدیمی کاغذی ، نزد آقای عباس ملا اسماعیلی از فرهنگیان شهرستان تفرش نگهداری می شود و در صفحات آن اشعاری در وصف مقام و منزلت مولای متقیان حضرت امام علی (ع) ، حادثه قیام عاشورا و اشعار تعزیه با استفاده از مرکب و با خط نستعلیق به وسیله آقای مومن تفرشی از فقها و شعرای نامی منطقه در عصر صفوی به رشته تحریر در آمده است .

استاد حيدري، محقق و نسخه نويس، هنرمندي است زبردست در اجراي نمايش تعزيه و از جمله معدود شبيه خوانهايي است که مطالعات تحقيقاتي در زمينه تعزيه و تاريخ اسلام داشته و در راه اصلاح تحريفات موجود در تعزيه نامه ها تلاشهاي فراواني کرده و اين ويژگيها، وي را از ساير شبيه خوانها متمايز ساخته است.






فتحعلی واشقانی

فتحعلی واشقانی فراهانی خوشنویس بنام و اولین مدرس انجمن خوشنویسان ایران است.

وی در تاریخ ۱۳۰۹ در روستای واشقان از توابع فراهان اراک متولد شد.

وی در سال ۱۳۳۵ به تهران مهاجرت کرد و در کلاس اساتید بزرگی هم چون سیدحسین و سیدحسن میرخانی شرکت کرد و در سال ۱۳۵۹ درجهٔ استادی و در سال ۱۳۶۷ مقام درجهٔ یک هنری ایران و مدرک دکترای خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد.

وی در سال ۱۳۷۵ مفتخر به دریافت لوح تقدیر از سید محمد خاتمی (رییس جمهور وقت) گردید.

از مهم ترین آثار او می‌توان از کلک مشکین و آیت مهر نام برد. وی همچنین در راستای شکوفایی فرهنگ و ادب کشور، دیوان اشعار حافظ را با خط خود نوشته‌است.

منابع

  • مقدمه آموزش خط نستعلیق، انتشارات میر سعیدی فراهانی
  • فرهنگ هنرمندان ایرانی از آغاز تا امروز، عبدالرفیع حقیقت، انتشارات کومش

علیرضا افضلی‌پور

علیرضا افضلی‌پور (۶ فروردین ۱۲۸۸ تا ۱۸ فروردین ۱۳۷۲) مهندس شیمی و فرد نیکوکار که به عنوان بنیانگذار دانشگاه شهید باهنر کرمان شناخته می‌شود.

وی در تفرش متولد شد و در تهران تحصیلات خود را به پایان رساند. در سال ۱۳۱۰ موفق به اخذ دیپلم شد و پس از قبولی در آزمون اعزام دانشجو به خارج از کشور برای تحصیل عازم فرانسه شد. وی پس از شش سال در سال ۱۳۱۶ ذر رشته شیمی با گرایش شیمی کشاورزی فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت.

پس از خدمت سربازی و مدتی استخدام در بانک کشاورزی به تجارت وسایل و تجهیزات الکترونیکی پراخت و از این طریق به فرد ثروتمندی مبدل شد.

وی به همراه همسرش فاخره صبا تصمصم گرفت تا ثروت خود را صرف تأسیس یک دانشگاه نماید. پس از انجام مطالعات گسترده و بازدید از اکثر دانشگاههای ایران و برخی دانشگاههای اروپا، شهر کرمان را برای دانشگاه خود برگزید. پس از آن که ۵۰۰ هکتار زمین در ۴ دی ۱۳۵۳ به بنای دانشگاه اختصاص داده شد، عملیات تأسیس دانشگاه با کمک مالی ۶۰ میلیون تومانی وی در آن زمان آغاز شد. دانشگاه به صورت رسمی در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ با حضور خود وی گشایش یافت.

وی همچنین به بنای دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز کمک فراوان نمود و دانشکدهٔ پزشکی این دانشگاه اکنون دانشکدهٔ پزشکی مهندس افضلی‌پور نامیده می شود. همپچنین یک بیمارستان ۳۵۰ تخت‌خوابی آموزشی درمانی نیز به نام وی در کرمان موجود می‌باشد.

آرامگاه وی در قبرستان ظهیرالدوله واقع است.

همسر وی فاخره صبا(متوفی تیر ۱۳۸۶) خواننده اپرا و استاد دانشگاه تهران بود که در فعالیتهای نیکوکارانه همسرش وی را یاری رساند.


منابع

رده‌های صفحه: نیکوکاران اهل ایران | اهالی تفرش | زادگان ۱۲۸۸ | گذشتگان